• ۱۴۰۵-۰۶-۱۵
  • یک انتخاب سخت؛ مدرسه نزدیک یا مدرسه بهتر؟

    یک انتخاب سخت؛ مدرسه نزدیک یا مدرسه بهتر؟

    به گزارش خبرگزاری مهر، ایرنا نوشت: مدرسه فقط ساختمانی برای آموزش درس‌های رسمی نیست؛ کودک بخش مهمی از روز خود را در این محیط می‌گذراند و در همین فضاست که بخشی از شخصیت اجتماعی، مهارت‌های ارتباطی، احساس تعلق، مسئولیت‌پذیری و حتی الگوهای رفتاری او شکل می‌گیرد. از همین رو، انتخاب مدرسه را نمی‌توان تنها با چند شاخص آموزشی یا امکانات فیزیکی سنجید. فاصله خانه تا مدرسه نیز یکی از مؤلفه‌های این انتخاب است، اما آیا این مؤلفه باید به معیار اصلی تبدیل شود؟

    دکتر تقی ابوطالبی احمدی، روانشناس تربیتی و عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنازندگی با تأکید بر اینکه مدرسه «دومین کانون تربیتی» کودک پس از خانواده می باشد، معتقد است فاصله مدرسه تا خانه در سنین مختلف آثار متفاوتی دارد و در دوره ابتدایی، کوتاه بودن این مسیر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. با این حال، از نگاه او، نزدیکی مدرسه به خانه تنها «شرط لازم» است و به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده سلامت روان و رشد همه‌جانبه دانش‌آموز باشد.

    مدرسه، دومین کانون تربیتی کودک

    ابوطالبی با اشاره به اهمیت انتخاب مدرسه می‌گوید: «ما باورمندیم که مدرسه به عنوان دومین کانون تربیتی کودک، نقش اصلی و اساسی در سلامت روان، شکل‌گیری شخصیت اجتماعی و کسب مهارت‌های لازم برای زندگی و تبدیل شدن به شهروند مسئول در آینده دارد. مدرسه در شخصیت، رفتار، منش، حالات و کنش‌های دانش‌آموز اثرگذار است و از این جهت، پس از خانواده به عنوان کانون دوم تربیت، انتخاب مدرسه اهمیت بالایی پیدا می‌کند.»

    مدرسه در شخصیت، رفتار، منش، حالات و کنش‌های دانش‌آموز اثرگذار است

    او ادامه می‌دهد: «معمولاً همه والدین تلاش می‌کنند، حتی شده از شکم خودشان بزنند، اما شرایطی را برای فرزندانشان فراهم کنند که در یک فضای سالم تربیتی و با کیفیت لازم رشد کنند. در مدرسه عوامل مختلفی در عرصه تعلیم و تربیت اثرگذارند؛ مدیر مدرسه، معاونان تربیتی و آموزشی، مربیان تربیتی و بهداشت، مشاوران، معلمان و همچنین فعالیت‌هایی که در مدرسه انجام می‌شود.» این روانشناس تربیتی، فضای فیزیکی مدرسه و موقعیت آن را نیز در وضعیت روانی کودکان مؤثر می‌داند و می‌گوید: «دیوار مدرسه، موقعیت مدرسه و فضای فیزیکی آن می‌تواند بر حالت روانی بچه‌ها اثر داشته باشد. به همین دلیل، تلاش والدین این است که به هر شکلی موقعیتی را طراحی کنند که در آن، یک محیط شاد، پرنشاط، جذاب و مورد علاقه بچه‌ها فراهم باشد.»

    کودک ظرفیت محدودی برای تحمل مسیرهای طولانی دارد

    ابوطالبی با اشاره به تفاوت دوره‌های تحصیلی تأکید می‌کند که نمی‌توان درباره فاصله خانه و مدرسه برای همه دانش‌آموزان یک نسخه واحد پیچید. او می‌گوید: «حقیقت این است که کودک ظرفیت محدودی دارد. اگر بخواهیم به صورت عمومی صحبت کنیم، معمولاً کودکان در دوره ابتدایی، به‌ویژه پایه اول و دوم، ترجیح می‌دهند فاصله خانه و مدرسه کم باشد. والدین و خود بچه‌ها نیز این را ترجیح می‌دهند، چون کودکان در این سن زودتر خسته می‌شوند و ظرفیت تحمل مسیرهای طولانی را ندارند.» وی ادامه می‌دهد: «به هر حال، آموزش و پرورش نیز بر اساس موقعیت سکونت افراد، تقسیم‌بندی‌هایی انجام می‌دهد تا بچه‌ها در موقعیت نزدیک به محل زندگی خود تحصیل کنند.»

    به گفته او، این وضعیت در دوره متوسطه می‌تواند تا حدی متفاوت باشد: «در متوسطه اول و به‌ویژه متوسطه دوم، بچه‌ها ترجیح می‌دهند راه بین خانه و مدرسه بیشتر شود؛ چون در این فاصله، طبیعتاً یک شرایط اوقات فراغتی برای آنها ایجاد می‌شود و در ارتباط با دوستانشان قرار می‌گیرند. شنونده‌هایی دارند، مسائلی دارند و به هر حال موقعیت‌هایی را که اقتضای این سن است، تجربه می‌کنند.» او اضافه می‌کند: «آنها می‌خواهند دور از نظارت مستقیم خانه و مدرسه باشند. به همین دلیل حتی بعضی از بچه‌های متوسطه اول و دوم و حتی دوره ابتدایی دوم می‌گویند «سرویس نمی‌خواهم، خودم می‌روم.» این «خودم می‌روم» یعنی شرایطی برای اوقات فراغت آنها ایجاد شود تا بتوانند دور از نظارت مستقیم خانه و مدرسه، ساعتی را برای خودشان باشند و با دوستان و افرادی که مورد انتظار و میلشان است، وقت بگذرانند.»

    این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان با بیان اینکه فاصله مدرسه شرط لازم است اما شرط کافی نیست، می‌گوید: «در دوره ابتدایی اول، ترجیح بر این است که فاصله بین خانه و مدرسه کم باشد. در دوره متوسطه و به‌خصوص متوسطه دوم، اگر نگاه مثبت و خوش‌بینانه داشته باشیم، این فاصله می‌تواند به استقلال بچه‌ها، دوستیابی مطلوب، فاصله گرفتن از نظارت مستقیم خانه و مدرسه، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، یادگیری قوانین شهروندی، استقلال عملکردی و حتی شکل‌گیری تفکر آنها کمک کند.»

    با این حال، او تأکید می‌کند: «اینکه ما بخواهیم به هر شکلی شرایط تحصیلی را صرفاً بر اساس نزدیکی مکان انتخاب کنیم، درست نیست. بحث بهداشت دانش‌آموز، مجموعه عوامل و کادر مدرسه، شرایط فیزیکی، نوع تعاملاتی که بین دانش‌آموزان، پایه‌های تحصیلی، معلمان، دانش‌آموزان و خانواده‌ها وجود دارد، همه دارای استانداردهایی است که باید رعایت شود. رعایت این استانداردها به بهداشت روان بچه‌ها کمک می‌کند و سلامت روان آنها صرفاً در نزدیکی خانه و مدرسه خلاصه نمی‌شود.»

    مدرسه خوب، مدرسه‌ای است که کودک در آن احساس تعلق کند

    به گفته این روانشناس تربیتی، در ادامه، یکی از مهم‌ترین معیارهای انتخاب مدرسه را احساس تعلق دانش‌آموز می‌داند و می‌گوید: «اعتقاد من این است که اگر مدرسه‌ای باشد که بچه‌ها در آنجا بتوانند حس تعلق و حس مالکیت داشته باشند، نقش بپذیرند، احساس وابستگی، احساس مهم بودن و احساس تعلق داشته باشند، این مدرسه می‌تواند اثرگذاری تربیتی بیشتری داشته باشد.» کیفیت روابط در مدرسه نیز اهمیت ویژه‌ای دارد: «انعطاف در روابط کارکنان مدرسه با بچه‌ها، توانایی آموزش مهارت‌ها، به‌ویژه فعالیت‌های فوق‌برنامه و مهارت‌های زندگی، و همچنین وجود بچه‌هایی با اصالت، شخصیت، خانواده و الگوی تربیتی مناسب به عنوان شخصیت‌های الگویی، از جمله مؤلفه‌های مهم هستند.»

    او حضور مشاور و مربی دلسوز را نیز ضروری می‌داند و می‌گوید: «نقش مشاور و مربی دلسوز مهم است. همچنین نقش والدین گاهی در تصمیم‌سازی‌های مدرسه اهمیت پیدا می‌کند. مدرسه باید بتواند والدین را نیز به عنوان محورهای اصلی تعلیم و تربیت مشارکت دهد.» ابوطالبی ادامه می‌دهد: «وقتی پدر و مادر بتوانند بدون شرط با معلمان و کادر آموزشی و پرورشی مدرسه ارتباط بگیرند، شرایط اخلاقی، رفتاری و منشی بچه‌ها را گزارش کنند و بر اساس آن، یک نقشه تربیتی سالم برای رشد و بالندگی بچه‌هایشان طراحی شود، این موضوع اهمیت زیادی دارد.»

    مدرسه باید مهارت‌های اجتماعی، مهارت‌های زندگی، مهارت معاشرت و به هر حال دوستی و ارتباط بچه‌ها با یکدیگر را تقویت کند

    او با اشاره به زمان حضور دانش‌آموز در مدرسه می‌گوید: «محیط مدرسه شاید شش ساعت در روز باشد، اما تأثیرش خیلی زیاد است؛ چون بچه‌ها چیزی را که از معلم‌ها، مربی‌ها و مباحث می‌شنوند و در عمل به کار می‌گیرند، شاید از پدر و مادر خودشان نگیرند.» این روانشناس تربیتی تأکید می‌کند: «مدرسه باید بتواند مهارت‌های اجتماعی، مهارت‌های زندگی، مهارت معاشرت و به هر حال دوستی و ارتباط بچه‌ها با یکدیگر را تقویت کند. همچنین شخصیت‌های الگویی، اعتماد به نفس، عزت نفس، خودباوری و مهارت مدیریت هیجانات، احساسات و عواطف باید جزو ملاک‌های عمل مدرسه باشد.»

    والدین چطور مدرسه مناسب را تشخیص دهند؟

    ابوطالبی درباره راه تشخیص این ویژگی‌ها از سوی والدین نیز می‌گوید: «حضور در مدرسه و نظرسنجی از والدین بچه‌های پایه‌های بالاتر یا فارغ‌التحصیلان مدرسه می‌تواند کمک‌کننده باشد. مثلاً اگر بچه‌ای پنج یا شش سال در یک مدرسه درس خوانده و بعد به جای دیگری رفته است، والدین می‌توانند از خانواده او درباره شرایط مدرسه سؤال کنند و بپرسند آیا آن محیط، امنیت روانی مورد نظر برای سلامت روح و روان کودک و نوجوان را فراهم کرده است یا خیر.» او ادامه می‌دهد: «می‌توان درباره نقش والدین، میزان تأثیرگذاری آنها، کادر مدرسه، نحوه نظارت و مدیریت مدرسه سؤال کرد. از طریق والدین می‌توان تا حد زیادی درباره موفقیت مدرسه قضاوت کرد.» به گفته ابوطالبی، آموزش و پرورش نیز می‌تواند در این زمینه نقش داشته باشد: «ادارات آموزش و پرورش و کارشناسی مشاوره در مناطق آموزش و پرورش نیز می‌توانند اطلاعات مناسبی ارائه کنند و صادقانه بگویند که یک مدرسه چه شرایطی دارد.»

    امنیت روانی، پایه شکل‌گیری شخصیت کودک

    او با تأکید بر نقش محیط امن روانی در رشد دانش‌آموز می‌گوید: «شخصیت بچه‌ها در محیط امن روانی شکل می‌گیرد. هرچه محیط امن‌تر باشد، هرچه رابطه‌ها صمیمی‌تر باشد و پذیرش‌ها مشروط نباشد، شرایط بهتری برای رشد فراهم می‌شود.» ابوطالبی تأکید می‌کند که تربیت نباید تک‌بعدی باشد: «تربیت یک‌بعدی نیست. ما تحول را نگاه می‌کنیم و استعدادهای مختلف و ساعت‌های شش‌گانه رشد را می‌بینیم. باید به همه ابعاد رشدی بچه‌ها توجه شود؛ رشد جسمانی، شناختی، عقلانی، عاطفی، روانی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و معنوی. در همه ابعاد باید بچه‌ها رشد کنند تا بعداً بتوانند شهروند مسئولیت‌پذیر اجتماعی باشند.»

    کیفیت عملکرد مشاور و شرایطی که مدرسه برای رشد همه‌جانبه کودک فراهم می‌کند در تصمیم والدین برای انتخاب مدرسه تاثیرگذار است

    او در توضیح این نگاه می‌گوید: «ما بچه‌ها را از خانه به عنوان فرزند می‌گیریم، آنها وارد مدرسه می‌شوند و به عنوان دانش‌آموز تربیت می‌شوند و بناست که به عنوان شهروند مسئولیت‌پذیر، نه صرفاً شهرنشین، وارد اجتماع شوند. بنابراین در مدرسه باید چنین اصولی را لحاظ کنیم و محیط را برای رشد سالم آنها فراهم کنیم.»

    مدرسه دورتر، اگر کیفیت تربیتی داشته باشد، می‌تواند ارزشمند باشد

    این روانشناس تربیتی خاطرنشان می‌کند: «همه تلاش پدر و مادر برای داشتن فرزندان صالح است و گاهی باید برای این هدف سرمایه‌گذاری کرد. فقط نباید نزدیکی یا دوری راه ملاک باشد؛ ملاک اصلی این است که مدرسه تا چه اندازه در مسیر رشد همه‌جانبه کودک، متناسب با نیازهای واقعی و ابعاد مختلف رشدی او، شرایط لازم را فراهم می‌کند.» ابوطالبی می‌گوید: «اگر این شرایط وجود داشته باشد، ممکن است ارزش داشته باشد که والدین فرزندشان را از فاصله‌ای دورتر به آن مدرسه ببرند. البته گاهی شرایط به گونه‌ای است که ما حق انتخاب نداریم.

    مثلاً مدرسه دولتی مشخصی داریم و باید حتماً مدرسه نزدیک خانه را انتخاب کنیم. اما هرجا که حق انتخاب وجود دارد، باید به روحیه همکاری و تعاون، مشارکت، نقش‌پذیری، اعتماد به نفس، خودباوری، بهداشت روان، تمرین مهارت‌های اجتماعی و وجود شخصیت‌های الگویی در مدرسه توجه کنیم.» او در پایان تأکید می‌کند: «وجود مشاور مدرسه، کیفیت عملکرد او و در مجموع شرایطی که مدرسه برای رشد همه‌جانبه کودک فراهم می‌کند، همه در تصمیم والدین برای انتخاب مدرسه باید مورد توجه قرار گیرد.»