سیما ابراهیمی هیئت مدیره نظام پرستاری شهرستانهای شیروان وفاروج
ما کسانی که در خط مقدم خدمت، در میان بیمارستانها و در میان رنج دیگران، با تمام توان ایستادهایم، امروز خود، در میان یک بحرانِ دوگانه بیسابقه قرار گرفتهایم. از یک سو، فرسودگیِ جسمی و روحی ناشی از ماهیت دشوار و ایثارگرانه کار پرستاری ما را به مرز ناتوانی رسانده است و از سوی دیگر، فشار بیامان تورم و بیثباتی معیشت، آرامش و امنیت زندگی را از ما سلب کرده است.
تقاضای ما، چیزی فراتر از یک خواسته ساده است؛ ما خواستار «عدالت در توزیع ثمرات تلاش» و «حمایت واقعی از کسانی هستیم که جان دیگران را پاس میدارند». وقتی رگهای زندگی خدمتگزاران، از خستگی و فقر میلرزد، این تنها یک بحران اقتصادی نیست، بلکه زنگ خطری برای شکاف میان مسئولیت و واقعیت است. خواهشمندیم این فرسودگی را تنها بهعنوان یک عدد در آمار نبینید، بلکه آن را به عنوان رنج انسانی در حال فروپاشی، در نظر بگیرید.
خدمت، زمانی شکوه دارد که پشتوانهای استوار داشته باشد؛ اما امروز ما پرستاران، در میانه طوفان دوگانه ایستادهایم. طوفانی از خستگی بیامان در محیط کار، و طوفانی از بیرحمی تورم در محیط خانه.
چگونه میتوان با دلی پر از شفقت، به دیگران آرامش داد، وقتی خود در میانه طوفان معیشت، آرام و قرار نداریم؟ چگونه میتوان با دستهایی که از کار شبانهروزی میلرزد، به بیماران امید بخشید، وقتی آیندهای مبهم و معیشتی ناپایدار در انتظار است؟
مسئولان ارجمند، نباید اجازه دهند که این تلاقی «خستگی جسم» و «فشار اقتصاد»، شعله امید را در دل خدمتگزاران خاموش کند. عدالت، تنها در قانون نیست، بلکه در تأمین امنیت زندگی کسانی است که امنیت دیگران را تضمین میکنند.
ما در میانه دو میدان جنگ ایستادهایم: میدان خستگی فرسایشی در پرستاری و میدان نبرد بیرحمانه با تورم در معیشت.
وقتی ستونهای خدمت (پرستاران)، از فشار اقتصاد و شدت کار، در حال فرسایش هستند، این تنها یک مشکل شخصی نیست؛ این یک بحران اجتماعی است. مسئولان باید بدانند که خستگی رگها و خالی شدن جیبها، به زودی به فرسودگی روح و ایمان خدمتگزاری منجر خواهد شد. عدالت، چارهای جز توجه به این واقعیت تلخ نیست.
