به گزارش خبرگزاری مهر، علیرضا پورمیرزایی در نشست مجازی «جنگ بیصدا»، با اشاره به نبردهای کلاسیک، اظهار کرد: امروز میدان اصلی جنگ نه در مرزهای خاکی، بلکه در گوشیهای هوشمند و در قلبِ ادراکِ ما قرار دارد.
وی ادامه داد: دشمن با مهندسی دقیقِ جریان اطلاعات، در حال بازنویسیِ منطقِ ذهنیِ مخاطبان فارسیزبان است تا با تبدیل شدن به «مرجعِ حقیقت»، اعتماد عمومی را هدف بگیرد و ارادهی ملی را در مواجهه با فشارهای خارجی فلج کند.
مسئول سازمان بسیج رسانه استان یزد، افزود: ما با حریفی روبرو هستیم که نمیخواهد ارتشِ ما را شکست دهد، بلکه میخواهد «تصمیمات» ما را کنترل کند. وقتی ذهنِ مردم با اخبارِ جهتدارِ دشمن بمباران میشود، رفتهرفته توانایی تفکیکِ حق از باطل از دست میرود.
پورمیرزایی ادامه داد: اهمیت این بحث در اینجا نهفته است که در این جنگِ بیصدا، «اعتماد» مهمترین قربانی است. دشمن میداند که اگر اعتمادِ مردم به مسئولین و داشتههای ملی سلب شود، خیابانها خالی میشود؛ و خیابانِ خالی، یعنی دعوتنامه برای دشمن جهت افزایشِ فشارها و تحریمها. در واقع، این نبرد برای بقای «سرمایه اجتماعی» کشور ماست.
پورمیرزایی با اشاره به روشهای دشمن، توضیح داد که جریانِ اطلاعات گمراهکننده دشمن یک اتفاقِ شانسی نیست، بلکه یک «فرآیندِ مهندسیشده» است.
وی تأکید کرد: دشمن از تکنیکِ «۸۰ درصد واقعیت، ۲۰ درصد دروغ» استفاده میکند تا باورپذیر شود. دشمن با تقطیعِ واقعیتها و تکرارِ شبکهایِ اخبارِ سیاه، مخاطب را در وضعیتی قرار میدهد که احساس کند همه چیز در حال فروپاشی است.
وی گفت: یکی از خطرناکترین ابزارهای دشمن پروژهی «رفرنسسازی» بود؛ جایی که دشمن با استفاده از ضعفِ اطلاعرسانیِ داخلی، خودش را به عنوان منبعِ اصلیِ اخبار و تحلیل جا میزند.
مسئول سازمان بسیج رسانه استان یزد، خاطرنشان کرد: وقتی مردم برای دانستنِ حقیقت، به جای رسانههای داخلی، به شبکههای معاند پناه میبرند، یعنی دشمن موفق شده نرمافزارِ فکری جامعه را در دست بگیرد و خروجیِ ذهنِ آنها را به سمتِ یأس و انفعال مهندسی کند.
وی گفت: جنگ شناختی ریشه در تغییر پارادایمهای امنیتی جهان دارد. در دهههای گذشته، جنگها محدود به توان نظامی بود؛ اما با ظهورِ شبکههای اجتماعی و ضریب نفوذ بالایِ ابزارهای ارتباطی در ایران، دشمن از این بستر برای پیادهسازی دکترین «جنگ ترکیبی» بهره برد.
وی گفت: پیشینه این اقدامات به سالها تلاش برای تضعیفِ انسجام داخلی بازگشته که در سالهای اخیر با تکیه بر عملیاتهای روانیِ هوشمند و تولیدِ محتوای هدفمند، شکلِ پیچیدهتری به خود گرفته است.
