به گزارش اقتصادآنلاین، هاتف هاتفیپور در یادداشتی نوشت: اقتصاد ایران طی دهههای گذشته بر این فرض تکیه داشته است که نفت میتواند موتور پایدار توسعه ملی باشد. بااینحال، تحولات سالهای اخیر نشان داده است که نفت (بهعنوان منبعی نوسانپذیر، آسیبپذیر و وابسته به شرایط سیاسی و تجاری بینالمللی) توان ایفای نقش اصلی توسعه پایدار را ندارد.
اتکا به تعداد محدودی خریدار نیز، نه مزیت است و نه راهبرد توسعهای؛ بلکه استمرار همان الگوی خطی «استخراج–مصرف–اتلاف» محسوب میشود.
در سطح جهانی، الگوی غالب اقتصادها از این مدل خطی فاصله گرفته و به سمت «اقتصاد چرخشی» در حال حرکت است.
مدلی که در آن ارزش افزوده نه از افزایش استخراج منابع، بلکه از بهبود بهرهوری، کاهش ضایعات، بازچرخانی مواد و مهندسی چرخه عمر محصولات حاصل میشود.
برخلاف برخی برداشتها، اقتصاد چرخشی یک فناوری پیچیده یا صرفاً صنعتی نیست؛ بلکه یک راهبرد کلان مدیریت منابع است که برای کشورهایی با محدودیت منابع، فشارهای خارجی و شکنندگی اقتصادی، اهمیتی دوچندان دارد.
ایران در این چشمانداز جدید، اگرچه در وضعیت ایدهآل قرار ندارد، اما از ظرفیتهای بالقوه قابلتوجهی برخوردار است که با دید وسیع و آینده نگرانه و برنامهریزی دقیق و مرحلهای میتواند فصل جدید و متفاوتی را پیش رو داشته باشد.
دسترسی به آفتاب در بیش از ۹۰٪ روزهای سال، امکان توسعه انرژی خورشیدی را فراهم میکند؛ هرچند تحقق این ظرفیت مستلزم رفع موانع نهادی، زیرساختی و سرمایهگذاریهای کلان است.
همچنین، با وجود ناکارآمدی کنونی نظام بازیافت، حجم بالای پسماند شهری و صنعتی میتواند به «منبع دوم مواد اولیه» تبدیل شود و جایگزینی عملی را برای استخراج مواد خام فراهم سازد.
موقعیت ژئوگرافیک ایران نیز (در صورت بهبود زیرساختها و رفع محدودیتهای لجستیکی) قابلیت تبدیلشدن به یک مرکز تولید و بازچرخانی منطقهای را دارد. این ظرفیت هرچند تاکنون بالفعل نشده، اما در سناریوهای حداقلی نیز مزیت نسبی ایران را تقویت میکند.
در این چارچوب ضروری ست نقش نفت به گونهای بازتعریف شود که این منبع نه بهعنوان درآمد جاری، بلکه بهعنوان سرمایهای برای گذار اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد. به این معنا که درآمدهای نفتی میبایست در توسعه زیرساخت انرژیهای تجدیدپذیر، سامانههای بازیافت و صنایع مبتنی بر چرخه عمر طولانی سرمایهگذاری شود.
همچنین صنعت پتروشیمی باید از تولید محصولات کمارزش و حجیم به سمت مواد با قابلیت بازچرخانی بالا و طراحی مبتنی بر چرخه عمر حرکت کند.
به نظر میرسد نتیجه این مسیر، اقتصادی با اتلاف کمتر، بهرهوری بالاتر و تابآوری بیشتر است؛ اقتصادی که حتی بدون جهش و نیاز به سرمایهگذاری خارجی نیز میتواند پایداری بلندمدت ایجاد کند. آینده توسعه در ایران نه در افزایش استخراج، بلکه در ارتقای کارایی، مدیریت هوشمند منابع و مهندسی چرخه مواد و انرژی نهفته است.
مسیری که با محدودیتهای واقعی کشور سازگار و در عین حال نقطه آغاز یک تحول ساختاری محسوب میشود.
