به گزارش خبرگزاری مهر، بازگشت اینترنت بینالملل پس از سه ماه قطعی، برای بسیاری از کاربران به معنای باز شدن دوباره درهای دسترسی به شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای جهانی است؛ اما از نگاه دکتر منتظر قائم، دانشیار ارتباطات دانشگاه تهران، اهمیت این رخداد فراتر از یک اتصال فنی است. او معتقد است جامعه امروز در نقطهای ایستاده که پیش از این هرگز تجربه نکرده بود؛ نقطهای که میتوان آن را «لحظه طلایی» بازگشت به فضای مجازی نامید.
منتظر قائم در دو یادداشت خود با محوریت بازگشت اینترنت و مدیریت مصرف رسانهای، تلاش میکند توجه کاربران را از خودِ دسترسی به اینترنت به نحوه مواجهه با آن معطوف کند. پرسش اصلی او این است که آیا ما نیز باید به همان الگوهای مصرف، همان عادتها و همان شیوههای زیست دیجیتالی گذشته بازگردیم؟
این استاد دانشگاه معتقد است سه ماه گذشته، ناخواسته یک «آزمایش طبیعی بزرگ» را پیش روی جامعه قرار داد. آزمایشی که در آن میلیونها نفر از بخشی از عادتهای روزمره خود جدا شدند؛ از اسکرول بیپایان در اینستاگرام گرفته تا تماشای مداوم ویدئوهای کوتاه، مواجهه مستمر با اخبار اغواگرانه، مقایسههای بیحاصل و اتلاف زمانی که گاه حتی به چشم نمیآمد.
به گفته وی، اکنون که «درهای بستهشده دوباره گشوده شدهاند»، نباید این اتفاق را صرفاً بازگشت به وضعیت قبل تلقی کرد. آنچه اکنون در اختیار کاربران قرار گرفته، فرصتی است که شاید بار دیگر تکرار نشود؛ فرصتی برای تنظیم مجدد رابطه با جهان مجازی.
شکسته شدن زنجیره عادتها؛ امتیازی که پیش از این وجود نداشت
نخستین مزیتی که منتظر قائم برای این دوره برمیشمرد، شکسته شدن خودکار عادتهاست. او معتقد است سه ماه قطعی اینترنت، زنجیره بسیاری از رفتارهای تثبیتشده را از هم گسست.
به تعبیر او، کاربران دیگر الزاماً مانند گذشته صبح پس از بیدار شدن به صورت خودکار سراغ اینستاگرام نمیروند. همین گسست رفتاری، یک «نقطه صفر» کمنظیر ایجاد کرده است؛ وضعیتی که در آن افراد میتوانند بدون فشار عادتهای قدیمی تصمیم بگیرند چه رفتارهایی را دوباره وارد زندگی خود کنند و چه رفتارهایی را کنار بگذارند.
از نگاه این استاد ارتباطات، در شرایط عادی تغییر عادتها بسیار دشوار است، زیرا افراد همواره با کشش درونی ناشی از تکرارهای گذشته مواجه هستند؛ اما اکنون بخشی از این کشش تضعیف شده و همین موضوع امکان انتخاب آگاهانهتر را فراهم کرده است.
تفاوت میان «نیاز واقعی» و «عادت توخالی»
منتظر قائم معتقد است سه ماه فاصله از اینترنت بینالملل فرصت دیگری را نیز فراهم کرده است؛ فرصتی برای تشخیص تفاوت میان آنچه واقعاً مورد نیاز است و آنچه صرفاً به یک عادت تبدیل شده است. او میگوید کاربران در این مدت فرصت داشتند ببینند کدام پلتفرمها واقعاً چه میزان فایده یا ضرر برای آنان داشتهاند و چه بخشهایی از مصرف روزانه آنان اساساً ضرورتی نداشته است.
از نگاه او، این آگاهی یکی از مهمترین امتیازات لحظه بازگشت است. بسیاری از افراد در این مدت دریافتند که برای حفظ ارتباط با برخی دوستان یا آشنایان لزوماً به حضور دائمی در شبکههای اجتماعی نیاز ندارند و گاه یک تماس تلفنی ساده میتواند همان کارکرد را داشته باشد.
قدرت انتخاب اولیه؛ فرصتی برای قانونگذاری شخصی
یکی دیگر از مفاهیمی که منتظر قائم بر آن تأکید میکند، «قدرت انتخاب اولیه» است.
او توضیح میدهد که پیش از قطعی اینترنت، بخش بزرگی از رفتار رسانهای افراد حاصل «تکرار بیاندیشه» بود؛ رفتاری که بارها تکرار شده و به صورت خودکار انجام میشد. اما اکنون شرایط متفاوت است. کاربران در آستانه بازگشتی قرار گرفتهاند که هر اقدام در آن میتواند حکم «اولین بار» را داشته باشد.
به باور وی، این موقعیت امکان وضع قواعد جدید را فراهم میکند. برای مثال، افراد میتوانند تصمیم بگیرند که اینستاگرام را تنها از طریق لپتاپ استفاده کنند، یا فقط در روزهای مشخصی از هفته وارد برخی پلتفرمها شوند.
منتظر قائم معتقد است چنین سطحی از کنترل و قانونگذاری شخصی، پیش از شکسته شدن عادتهای گذشته به مراتب دشوارتر بود.
همه عادتها بد نیستند
منتظرقائم در عین حال تأکید میکند که هدف، حذف کامل همه رفتارهای پیشین نیست. از نگاه وی، یکی از امتیازات مهم این دوره آن است که کاربران میتوانند به «بازتولید انتخابی عادتها» دست بزنند. به عبارت دیگر، این امکان وجود دارد که برخی رفتارهای مفید گذشته دوباره احیا شوند و برخی دیگر برای همیشه کنار گذاشته شوند.
منتظر قائم برای توضیح این موضوع از مثال دنبال کردن صفحات آموزشی در برابر اسکرولهای طولانی شبانه استفاده میکند. به اعتقاد او، مسئله اصلی حذف کامل فضای مجازی نیست، بلکه انتخاب آگاهانه آن چیزی است که ارزش بازگشت دارد.
بازگشت به جهان واقعی ارتباطات انسانی
شاید مهمترین بخش یادداشتهای منتظر قائم، توجه او به روابط انسانی باشد.
او معتقد است پیش از قطعی اینترنت، بسیاری از افراد هنوز از عادتهای افراطی خود در فضای مجازی فاصله نگرفته بودند. با این حال، سه ماه گذشته آنان را تا حدی به الگوهای ارتباطی پیش از سلطه شبکههای اجتماعی بازگرداند.
دیدارهای حضوری افزایش یافت. تماسهای تلفنی بیشتر شد. بخشی از روابطی که زیر سایه ارتباطات آنلاین قرار گرفته بود، دوباره مجال بروز پیدا کرد. منتظر قائم هشدار میدهد که اکنون و همزمان با بازگشت اینترنت، نباید اجازه داد این جهان واقعی انسانی بار دیگر در غرش ارتباطات مجازی محو شود.
او معتقد است یکی از مهمترین وظایف کاربران در این مقطع، حفظ دستاوردهای ارتباطی سه ماه گذشته است؛ دستاوردهایی که به سادگی میتوانند دوباره زیر انبوه پیامها، استوریها و اسکرولهای بیپایان دفن شوند.
بازگشت آگاهانه به فضای مجازی چگونه ممکن است؟
منتظر قائم در یادداشت دوم خود تلاش میکند از سطح توصیههای کلی عبور کند و به قواعد عملی مدیریت مصرف رسانهای بپردازد. او با اشاره به ادبیات سواد رسانهای، سواد مجازی و سواد شبکهای مینویسد که هدف اصلی این قواعد «مصرف کمتر، اما مؤثرتر» است.
به گفته وی، بخش مهمی از این قواعد از پژوهشهای معتبر بینالمللی، از جمله آثار کال نیوپورت و توصیههای آکادمی پزشکی اطفال آمریکا استخراج شدهاند.
قاعده نخست؛ پنج دقیقه تأمل پیش از هر کلیک
نخستین قاعده، «تأمل پنج دقیقهای» است.
منتظر قائم پیشنهاد میکند کاربران پیش از باز کردن هر پلتفرم، پنج دقیقه مکث کنند و از خود بپرسند: «الان دقیقاً چه نیازی دارم؟» آیا هدف استراحت است؟ آیا به دنبال خبر خاصی هستند؟ آیا قصد ارتباط با فرد مشخصی را دارند؟
او معتقد است اگر پاسخ روشنی برای این پرسش وجود نداشته باشد، احتمالاً نیازی به ورود به آن پلتفرم نیست. به باور وی، دلیل اثربخشی این روش آن است که الگوریتمهای شبکههای اجتماعی بر پایه «پاسخ فوری» طراحی شدهاند و تأمل پنج دقیقهای میتواند چرخه «احساس، کلیک و پاداش لحظهای» را مختل کند.
یک روز بدون پلتفرم
قاعده دوم، تعیین روزهای بدون پلتفرم است.
منتظر قائم تأکید میکند که لازم نیست افراد اینترنت را کنار بگذارند، بلکه کافی است یک روز در هفته را بدون اینستاگرام یا برخی پلتفرمهای غیرضروری سپری کنند. او با اشاره به پژوهشهای مرتبط با «دیجیتال دیتاکس» توضیح میدهد که حتی ۲۴ ساعت فاصله گرفتن از یک پلتفرم میتواند اضطراب ناشی از ترس از جا ماندن یا FOMO را کاهش دهد.از نگاه او، چنین تجربهای به کاربران نشان میدهد که چه میزان از مراجعههای روزانه آنان به شبکههای اجتماعی واقعاً ضروری نبوده است.
یک ساعت آرامش پیش از خواب
سومین قاعده مورد تأکید این استاد ارتباطات، توقف استفاده از صفحهنمایشها دستکم یک ساعت پیش از خواب است.
او با استناد به یافتههای علمی یادآور میشود که نور آبی صفحهها تولید ملاتونین، هورمون تنظیمکننده خواب، را کاهش میدهد و در عین حال محتوای هیجانی شبکههای اجتماعی نیز سیستم عصبی را در حالت برانگیختگی نگه میدارد.
نتیجه چنین وضعیتی، خواب دیرهنگام و خواب کمکیفیت است.
از همین رو وی توصیه میکند یک ساعت پایانی شب به مطالعه کتاب، گفتوگو با اعضای خانواده یا آمادهسازی برنامه فردا اختصاص پیدا کند.
مصرف تفریحی باید زمانبندی داشته باشد
منتظر قائم در ادامه بر ضرورت زمانبندی مشخص برای مصرف تفریحی شبکههای اجتماعی تأکید میکند.
او معتقد است استفاده تفریحی از این پلتفرمها نباید به صورت پراکنده در طول روز انجام شود، بلکه بهتر است در بازههای زمانی مشخص محدود شود.
به گفته وی، پژوهشها نشان میدهد نگاه کردن مداوم و پراکنده به شبکههای اجتماعی، اختلال توجه بیشتری نسبت به استفاده متمرکز در یک بازه زمانی مشخص ایجاد میکند.
غذا خوردن بدون صفحه
از دیگر قواعد مورد تأکید او، کنار گذاشتن صفحهنمایشها هنگام صرف غذاست.
منتظر قائم میگوید حضور تلفن همراه بر سر سفره نه تنها توجه افراد را از غذا منحرف میکند، بلکه کیفیت ارتباطات خانوادگی و اجتماعی را نیز کاهش میدهد.
او با استناد به توصیههای آکادمی پزشکی اطفال آمریکا، این اصل را برای همه گروههای سنی ضروری میداند و معتقد است حتی یک وعده غذایی بدون گوشی میتواند تفاوت قابل توجهی در کیفیت ارتباطات ایجاد کند.
مالک لحظه بازگشت باشیم
منتظر قائم در نهایت تأکید میکند که مسئله اصلی بازگشت اینترنت نیست؛ مسئله اصلی نحوه بازگشت ما به اینترنت است.
وی معتقد است پس از سه ماه فاصله، اکنون کاربران مالک لحظهای هستند که میتواند سرنوشت رابطه آنان با فضای مجازی را برای مدت طولانی تعیین کند.
به باور او، عادتها تا حدی شکسته شدهاند، مرزهای جدید قابل ترسیم هستند و هر کلیک میتواند آگاهانهتر از گذشته انجام شود.
از همین رو، بازگشت اینترنت بینالملل را نباید صرفاً پایان یک دوره محدودیت دانست؛ بلکه میتوان آن را فرصتی کمسابقه برای بازاندیشی در شیوه مصرف رسانهای، احیای روابط انسانی و تنظیم دوباره نسبت خود با جهان مجازی تلقی کرد؛ فرصتی که به تعبیر او، واقعاً یک «لحظه طلایی» است.
