یادداشت مهمان، عباس صفاییمهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی: گمان من این است که نمایشگاه کتاب در کشورهایی که خود را سرآمد تمدن میدانند، رخدادی تاریخی که آینه تمامنمای پویایی فرهنگی جامعه است. در این میدان، نقش نهادهای حاکمیتی و دولتی در جبهه فرهنگ، تصدیگری نیست بلکه «ستاد تسهیلگر و هماهنگکننده» انرژیهای دانشی و فرهنگی است. از آن سوی، ایران و تهران، قلب جهان اسلام و شاهراه فرهنگ و تمدن اسلامی است که معجزه اسلام، «کلمه» و «کتاب» بوده است. این امر باعث میشود که نمایشگاه کتاب تهران انتظاری فراتر از رخداد جمعی و پویشی فروش داشته باشد؛ چرا که نه فقط نمایانگر تفکر روزمره مردم، بلکه تجلیگاه تفکر تمدنساز ایرانیاسلامی است.
اما این روزها، در آستانه هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب (۲۶ اردیبهشت تا ۲ خرداد ۱۴۰۵)، با پرسشهای بنیادینی روبهروییم که پاسخ به آنها میتواند مسیر این رویداد مهم فرهنگی را مشخص کند. پرسش از ضرورت برگزاری نمایشگاه در شرایط کنونی، با قطعیهای مکرر اینترنت و عدم دسترسی پایدار به شبکههای داخلی و بینالمللی؛ پرسش از فرصت برای نویسندگان نو قلم در فضای مجازی؛ پرسش از نقاط ضعف تجربیات پیشین و راهکارهای اصلاحی؛ و در نهایت، پرسش از شعار تکراری که گویی به رویه کسل و خستهکننده تبدیل شده است.
ضرورت یا زوال؟
تجربه سالهای کرونا (۱۳۹۹-۱۴۰۰) نشان داد که برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب، گرچه «اقتضای زمان» بود، اما هرگز نتوانست جایگزین حس و حال نمایشگاه حضوری شود. امسال اما شرایط متفاوت است: «جنگ رمضان» و تحریمهای جدید اقتصادی، با قطعیهای گسترده و غیرقابل پیشبینی اینترنت همراه شده است. سوال کلیدی این است: آیا اصلاً ضرورتی دارد که در چنین شرایطی، نمایشگاه مجازی برگزار شود؟
به گمان من، پاسخ «آری» است، اما به شرط آنکه نمایشگاه از فروشگاه اینترنتی صرف به پدیدهای فرهنگیرسانهای تبدیل شود. در شرایطی که دسترسی به شبکههای اجتماعی خارجی با دشواری روبهروست، نمایشگاه مجازی میتواند بستری برای متمرکز کردن توجه عمومی به کتاب باشد. اما اگر زیرساخت اینترنت پایدار نباشد و سایت نمایشگاه (که هماکنون خالی است) از نظر فنی آماده نباشد، نه تنها ضرورت که وجود آن هم زیر سوال میرود.
رهبر شهید، آیتالله العظمی امام خامنهای (قدس سره) در تاریخ ۱۳۷۲/۰۲/۲۱ و در جریان بازدید از ششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، با تأکید بر نقش دولت در مسئولیت وضع ذهن مردم فرمودند: «ما بایستی بدانیم یک دولت، همچنان که نسبت به بسیاری از امور مردم مسئول است کلکم مسؤول عن رعیته مسئول وضع ذهنشان هم هست. یعنی اگر دیدیم که فرضاً در جامعه ما کتابی هست که هنرش فقط این است که احساسات جنسی را در جوانان تحریک کند، این مضرّ است. این را نمیشود بهعنوان اینکه یک فرآورده فرهنگی است، آزاد بگذاریم.» (منبع: مصاحبه در پایان بازدید از نمایشگاه کتاب، ۱۳۷۷/۰۳/۰۵)
این سخن به روشنی نشان میدهد که برگزاری یا عدم برگزاری نمایشگاه، تصمیم بازاری نیست، بلکه وظیفه دولتی در قبال سلامت فکری جامعه است. پس ضرورت دارد، اما با مسئولیت. کوتاهی در فراهم کردن زیرساخت یا رها کردن نمایشگاه به حال خود، مصداق همان بیمبالاتی است که رهبر شهید آن را جایز ندانستند.
نویسندگان نو قلم در مه غربت مجازی
یکی از مهمترین نقاط قوت نمایشگاه حضوری، شانس دیده شدن برای نویسندگان جوان و ناشران کوچک و تازه نفس بود. در فضای حضوری، مخاطب خود کتاب را ورق میزد، با نویسنده گفتوگو میکرد و جستوجوی تصادفی منجر به کشف استعدادهای تازه میشد. اما در نمایشگاه مجازی، این شانس به شدت کاهش مییابد.
تجربه چند سال اخیر نشان داده که الگوریتمهای فروش در پلتفرمهای مجازی، معمولاً به سمت پرفروشها و نامهای آشنا حرکت میکنند. نویسندهای که تازهترین اثرش را منتشر کرده و هیچ سرمایه اجتماعی و تبلیغاتی ندارد، در انبوه عناوین گم میشود. علاوه بر این، نبود امکان مواجهه فیزیکی با کتاب، تصمیم خرید را به پیشفرضهای قبلی مخاطب گره میزند.
راهکار چیست؟ طراحی بخش ویژه نگاه نو در سایت نمایشگاه با امکاناتی همچون:
- معرفی اختصاصی با تیزرهای کوتاه ویدئویی از نویسنده
- امکان دانلود رایگان چند صفحه نخست کتاب
- برگزاری نشستهای آنلاین پرسش و پاسخ با نویسندگان نو قلم
- و مهمتر از همه، حمایت تبلیغاتی از سوی وزارت ارشاد و نهادهای مرتبط.
اگر چنین نباشد، نمایشگاه مجازی صرفاً به سوپرمارکتی از کتابهای تکراری تبدیل میشود و نسل جدید نویسندگان و خوانندگان از یکدیگر بیخبر میمانند.
نقاط ضعف مزمن و ضرورت اصلاح ساختاری
بر اساس تجربه ادوار پیشین (به ویژه ششمین دوره مجازی در سال ۱۴۰۲)، مهمترین نقاط ضعف نمایشگاه مجازی کتاب عبارت بودند از:
|
نقطه ضعف |
تبعات |
اصلاح پیشنهادی |
|
سرعت پایین و قطعی مکرر سایت |
از دست رفتن اعتماد مخاطب و کاهش فروش |
استفاده از سرورهای قدرتمند و پهنای باند اختصاصی با همکاری وزارت ارتباطات |
|
نبود امکان جستجوی پیشرفته |
گم شدن آثار خاص در میان انبوه عناوین |
طراحی موتور جستجوی هوشمند بر اساس موضوع، نویسنده، ناشر و قیمت |
|
ضعف در معرفی آثار |
عدم اقناع مخاطب برای خرید |
تولید محتواهای چندرسانهای (فیلم، صوت، نقد کوتاه) برای هر کتاب شاخص |
|
نبود تعامل مؤثر |
از بین رفتن روح گفتوگومحور نمایشگاه |
ایجاد میزگردهای زنده، چت با نویسندگان و بخش «نظرات کاربران» |
|
تکراری بودن شعار و هویت بصری |
القای حس «تشریفاتی» و بیروحی |
تغییر سالانه شعار با مشارکت مردمی و طراحی گرافیک جذاب |
رهبر شهید در تاریخ ۱۳۷۲/۰۲/۲۱ خطاب به مسئولان وزارت ارشاد فرمودند: «میخواهم به آقایانی که در وزارت ارشاد مشغول خدمتند، توصیه کنم که این کار را، هم در سطح کشور و هم از لحاظ زمانی گسترش دهند. چه خوب است نمایشگاههایی در مراکز استانها تشکیل گردد، یا انگیزههایی برای مطرح شدن موضوع کتاب ایجاد شود.» (منبع: بیانات در مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما، ۱۳۷۲/۰۲/۲۱)
این توصیه نشان میدهد که توقع ایشان از ارشاد، گسترش و ایجاد انگیزه بوده، نه تقلیل نمایشگاه به رویداد آنلاین بیحال و بیبرنامه. کوتاهی در این عرصه، نه با شأن وزارت ارشاد و نه با انتظارات مردمی سازگار است.
شعار تکراری؛ نماد سکون یا نشانه بحران؟
امسال نیز همانند پارسال و هفته کتاب، شعار «بخوانیم برای ایران» تکرار شده است. شعار خوبی است، اما تکراریگی آن به کلیشه تبدیلش کرده است. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که شعارهای فرهنگی وقتی با مشارکت عمومی و طراحی خلاقانه همراه نباشند، به یک عبارت زینتی تقلیل مییابند.
نقد من به این تکرار زدگی، از جنس باز کردن گرههای هویتی است. ایران امروز، با هجمههای بیسابقه رسانهای و تحریمهای اقتصادی، نیازمند بازتاب شعاری است که پیام درونیاش هم انگیزهبخش باشد، هم مسئلهمحور. مثلاً «کتاب، خط مقدم» یا «از جنگ رمضان تا قلههای دانایی». تداوم شعار بدون نوآوری، گاه به معنای «تمامشدن حرف» یا «بیتوجهی به مقتضیات زمان» است.
وزارت ارشاد باید بداند که مردم ایران، به تعبیر رهبر شهید در تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۲۹، «ملتی هستند که با کتاب خیلی سابقه دارند». این ملت، تشنه شعارهای تازه و اقدامات خلاقانه است، نه بازتولید خستهکننده عبارات گذشته.
رسالت سنگین ناشران و جایگاه آثار فاخر
در این میان، ناشران سنگینترین بار را بر دوش دارند. آنها نه فقط تاجر و سرمایهگذار کتاب، که امانتداران فرهنگ هستند. رهبر شهید در تاریخ ۱۳۷۸/۰۲/۲۸ در دیدار با جمعی از ناشران فرمودند:«تولیدکنندگان کتاب و ناشران آن، مهمترین وسیله انتقال فرهنگ را در اختیار مردممان میگذارند.» (منبع: بیانات در دیدار جمعی از ناشران)
انتظار میرود ناشران در نمایشگاه امسال، بیش از آنکه به فکر فروش انبوه باشند، به فکر انتشار آثار فاخر باشند. آثاری که:
- به تاریخ معاصر ایران (به ویژه دفاع مقدس سهگانه و تبیین) بپردازند.
- میراث کهن اسلامیایرانی را بازخوانی و بازنشر کنند.
- و مهمتر از همه، با زبان هنرمندانه و نثر امروزی، ذهن و دل نسل جوان را تسخیر کنند.
تأسفبار است که در برخی سالهای اخیر، نمایشگاه کتاب شاهد انبوهی از آثار ترجمهای ضعیف یا تألیفهای شبهعلمی بوده است. نظارت کیفی بر آثار، وظیفهای است که وزارت ارشاد آن را به درستی انجام نداده است. همان گونه که رهبر شهید در تاریخ ۱۳۷۷/۰۳/۰۵ هشدار دادند: «در زمینهی تولید و چاپ و نشر کتاب، بی مبالاتی جایز نیست.»
مردم ایران؛ وادارندگان جهان به ایرانشناسی
با وجود همه کاستیها، حقیقتی انکارناپذیر وجود دارد: مردم ایران، فرهیختهترین مردم جهان شناخته میشوند. همین مردم بودند که در سالهای کرونا، علیرغم تعطیلی نمایشگاه حضوری، فروش مجازی کتاب را رکورد زدند. مدیران فرهنگی باید کاری کنند که مورخان عالم بنویسند که مردم بودند که در «جنگ رمضان»، با وجود همه مشکلات، پای تعالی فرهنگی ایستادند و به جهان نشان دادند که «تصویر ایران» را نه تبلیغات دشمن، که همین رویدادهای فرهنگی میسازند.
از هر گوشه جهان که نگاه کنیم، تمدن بشری امروز مدیون تولیدات فرهنگی این ملت است. رهبر شهید در تاریخ ۱۳۷۲/۱۰/۰۴ در پیام خود به مناسبت هفته کتاب، با تأکید بر سابقه کهن ایرانیان در کتابخوانی فرمودند: «ملت عزیز ما که خود یکی از مشعلداران فرهنگ و کتاب و معرفت در طول تاریخ پس از ظهور اسلام بوده است.»
این مشعلداری یک افتخار تاریخی و مسئولیت زنده است. نسل جوان امروز، اگر سوق داده شود (نه تحقیر، نه رها)، میتواند این مشعل را به قلههای بالاتری برساند. اما این سوق دادن، نیازمند بستر است؛ بستر اینترنت پایدار، بستر معرفی آثار فاخر، بستر گفتوگو با نویسندگان و بستر نقد منصفانه.
ارشادیها؛ از دلالی تا تسهیلگری
خطاب من در این یادداشت، مستقیماً به مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. شما پس از «جنگ رمضان»، در میدانی قرار دارید که مردم، خود را مثل فرزندان برومند پای لانچرها میبینند. آنها در میادین ایستادگی میکنند، مواسات میکنند، اما انتظار دارند لانچر وزارت ارشاد که همان عناصر فرهنگ و هنر است، رها و رها نشده باشد.
متأسفانه رویکردهای سرسری، انتخاب شعار تکراری بدون جلسه طراحی، و غیبت در عرصه نقد و بررسی، این تصویر را ایجاد کرده که انگار ارشاد دلال کتاب شده است، نه متولی فرهنگ. رهبر شهید در تاریخ ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ با گلایه از وضع موجود فرمودند: «متأسفانه خیلی از مسئولین فرهنگی ما، با مسائل فرهنگی، در میدان مرتبط نیستند که مثلا کتاب بخوانند، کتابهای گوناگون را ببینند؛ غالباً برکنارند.» (منبع: بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۳۹۲/۱۲/۱۵)
کوتاهی جایز نیست. نمایشگاه مجازی امسال، یک آزمون بزرگ برای وزارت ارشاد است. اگر نتوانند زیرساخت فنی را آماده کنند، آثار فاخر را معرفی کنند، و شعار تکراری را با یک ابتکار عمل جایگزین کنند، باید پاسخگوی نسل جوانی باشند که دغدغه کتابخوانی را از رهبر شهید خود به ارث برده است.
همان رهبری که در تاریخ ۱۳۷۲/۰۲/۲۱ در مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما، از خواندن یک دوره کتاب هشت جلدی در اتوبوس سخن گفت و فرمود: «کتابخوانی باید یک سیره و سنّت رایج بین مردم ما بشود. کتاب بخوانند و به فرزندانشان هم یاد بدهند.»
آیا وزارت ارشاد امروز، این سیره را سنت خود کرده است؟ یا هنوز درگیر روزمرگی و کارهای تشریفاتی است؟
از بیمبالاتی تا امید
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، میتواند نقطه عطفی در تاریخ فرهنگی ایران باشد، اگر:
۱. زیرساخت اینترنت و سایت به صورت ویژه تقویت شود.
۲. بخش ویژهای برای معرفی نویسندگان نو قلم طراحی گردد.
۳. نقاط ضعف ادوار قبل (کندی، نبود جستجو، ضعف تعامل) برطرف شود.
۴. شعار تکراری با یک ابتکار عمل جذاب و مسئلهمحور جایگزین گردد.
۵. ناشران و ارشاد، رسالت خود را در تولید و معرفی آثار فاخر جدی بگیرند.
۶. با پویش و برنامههای عالمانه عزم ملی برای کتابخوانی شکل بگیرد.
ما مردم ایران ثابت کردهایم که شایسته بهترینها هستیم. ما جهان را وادار به ایرانشناسی مجددکردهایم. حال نوبت مسئولان است که ثابت کنند لایق این مردم نجیب و فرهیخته هستند. کوتاهی در این میدان، بیحرمتی به خون شهدا و بیاعتنایی به دغدغه رهبر شهید عزیزمان است که هیچگاه کتاب را از سبد معیشت و معنویت خانواده ایرانی جدا نمیدانست.
بهار کتاب، بیبهار نماند.
