خبرگزاری مهر، گروه استانها – فاطمه جهانبخش: مردم نا آرامند، اما ناآرامی نه از جنس التهاب، بل با کیفیتی عجیب، با روحیه.در تجمع جمعیت پشت درهای مسجدالنبی قزوین ایستاده ایم تا از گیت امنیتی عبور کنیم و با این حال مردم یک آن دست از شعار بر نمیدارند، «هیهات من الذله» و نوای «الله اکبر» از دهان نمی افتد.
به این فکر میکنم که این سال ها چقدر بحران پشت سر گذاشته ایم و هر بار در هر بحرانی تنها شعله روشن امید در قلب ها بوده است که موجب دوام و ادامه راه ما بوده، همان شعله ای که میجوشد و از حنجره ها میخروشد که «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با امریکا».
ذهنیت عاشورایی در معادلات دشمن نمیگنجد
کم کم مردم از مسجد خارج می شوند و شعار ها جان میگیرد، جمعیت را می بینم از گروه های سنی مختلف که با مشت های گرهکرده برای امریکا و اسرائیل، این دشمنان قسم خورده «انسان» مرگ آرزو میکنند، پسر بچه ای خردسال لیدر شده و شعار می دهد و بعد مردم از او پیروی می کنند، ذهنم به این مشغول میشود که این روزها، هر بار که از خانه خارج شده ام مطمئن نبوده ام زنده به آنجا بر میگردم و راستش را بخواهید تلاش کرده ام کمتر از خانه خارج شوم و حالا مادرانی را میبینم که کودکان خردسالشان را در آغوش گرفته اند و در راهپیمایی شرکت کرده اند و گروهی دیگر که تعدادشان کم هم نیست کودکان را در کالسکه گذاشته اند و به خیابان آمده اند و اگر واقعیت را بخواهید روحیه ایدئولوژیکی شیعی همین حالا و همین امروز در رگ و پی همین نوزادان جریان مییابد، دشمن با آنها چه میکند؟
در واقع این امتداد سرخ عاشوراست که ما را روی پا نگه داشته، این بال سبز ظهور است که امید می آفریند و این همان چیزی است که معادلات دشمن را به هم میریزد، چیزی که هرگز نمیتوانند حساب و کتاب و یا نابودش کنند.

حقی که استعمار جهانی از ما سلب کرده است
با چند دختر نوجوان چفیه بر گردن و پرچم به دست همقدم شده ام، فریاد انتقام خواهی سر داده اند ولی می بینم که چشمهایشان لبریز اشک است. فاطمه ۱۶ ساله است، از او میپرسم چه چیز دلش را شکسته؟ می گوید حق بهره بردن از از وجود رهبری مقتدر که پیشوای شیعیان جهان بوده از او سلب شده، میگوید هموطنانی را از او گرفته اند که هر کدام می توانستند در کشور مایه رشد و پیشرفت باشند گر چه همین حالا هم قهرمان های زندگی او شده اند، از حق حیاتی می گوید که از نوزادان کشته شده در این جنگ گرفته شده و میگوید امیدوارم که خدا در الله اکبرهایمان و در دعا هایمان برای تعجیل در فرج مولایمان اثر بگذارد و او، این فاطمه که هم کلام شده ایم تنها ۱۶ سال دارد، راست گفته اند که جنگ آدم را بزرگ می کند، حرف های فاطمه بوی ۱۶ سالگی نمی دهد!
عرشیا ۲۲ ساله است، دست نوشته ای در دست دارد که جمله ای از امام خمینی(ع) رویش نقش بسته: «بکشید ما را، ملت ما بیدارتر میشود». در حالی که تابوت شهید پیش رویمان در حرکت است از او میپرسم نگاهش به جان هایی که این طور مظلومانه از دست میروند چیست؟ بدون مکث میگوید راه حق همواره سرشار از سختی بوده است و فدا شدن جان ها هم بخشی از سختی مسیر است، اگر جانمان فدا شود ترسی نداریم چرا که ما امروز در درست ترین سمت تاریخ ایستاده ایم، اراده مستحکم عرشیایی ۲۲ ساله قلبم را در ارامش فرو میبرد، ما در درست ترین جای تاریخ ایستاده ایم.

چه باک؟ ما آزاده و سرافرازیم
مردمی که امروز در راهپیمایی خونخواهی امام خامنه ای تجمع کرده اند بی شمارند، مردمی که تحت ظلم استکبار قرار گرفته اند، زور شنیده اند، عده ای خود برتر بین حق آنها را زیر پا گذاشته اند و به آنها که ملتی آزاده اند ستم شده است.
هزاران هدف مشروع وجود دارد که سبب می شود مردم در این شرایط بحرانی به خیابان ها بیایند؛ ترور رهبر معظم انقلاب، تجاوز به خاک این کشور، شراره های تجزیه طلبی و تحریک بی وطن ها و منافقان داخلی هر کدام به تنهایی علت هایی هستند که می تواند میلیون ها ایرانی با غیرت را به خیابان بکشند؛ پس این حضور و این تلاطم و حماسه ای که شاهدش هستیم منطقی ترین رخداد ممکن است، بیش باد.
