• ۱۴۰۴-۱۲-۲۸
  • چگونه استرس ناشی از جنگ را مهار کنیم؟

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، جنگ، بی‌تردید یکی از پرتنش‌ترین موقعیت‌هایی‌ست که انسان می‌تواند با آن روبه‌رو شود و آنچه ذهن ما را بیش از هر چیز درگیر می‌کند، «احساس بی‌ثباتی، ناامنی و ناتوانی در پیش‌بینی آینده» است.

    در چنین شرایطی، استرس واکنشی طبیعی است. اما اگر آن را نشناسیم و کنترل نکنیم، می‌تواند آسیب‌های جدی روانی و جسمی به‌جا بگذارد.

    استرس جنگ چیست؟

    استرس جنگ شرایطی است که فرد در نتیجه قرار گرفتن در معرض خشونت، خطر، ترس و ناامنی ناشی از جنگ و درگیری‌های مسلحانه تجربه می‌کند. این نوع استرس می‌تواند بر روان و جسم انسان تأثیر منفی بگذارد. استرس جنگ ممکن است در افرادی که در مناطق جنگ‌زده زندگی می‌کنند، سربازانی که در صفوف دفاع حضور دارند، یا حتی کسانی که نزدیک به مناطق درگیری هستند، دیده شود. مدیریت صحیح این نوع استرس، شامل حمایت‌های روانی و اجتماعی و آموزش‌های مقابله با استرس است که می‌تواند به کاهش آثار منفی آن کمک کند.

    احساسات خود را سرکوب نکنید ، آن‌ها را بفهمید

    ترس، اضطراب، اندوه، خشم یا حتی بی‌حسی روانی، همه بخشی از واکنش طبیعی انسان در شرایط جنگی هستند. انکار یا سرکوب این احساسات، آن‌ها را از بین نمی‌برد؛ بلکه آن‌ها را به شکل دیگری بازمی‌گرداند ،گاهی به شکل اختلالات خواب ، بی‌قراری، تحریک‌پذیری یا خستگی مزمن.

    راهکار ساده اما مؤثر این است که احساسات خود را تأیید کنید. بگویید:

    «الان نگرانم، و این طبیعیه.»

    «من می‌ترسم، چون شرایط بحرانیه، و این یعنی حسم واقعی‌ست.»

    این شیوه که ریشه در درمان‌های روان‌شناختی مبتنی بر تروما دارد، فشار روانی را کاهش می‌دهد و به مغز اجازه می‌دهد احساسات را پردازش کند و برای مدیریت استرس در جنگ بسیار راهکار خوبی است.

    محدودیت در دریافت اخبار

    در بحران‌ها، میل شدیدی برای دنبال‌کردن اخبار ایجاد می‌شود. اما غرق‌شدن در جریان بی‌پایان اطلاعات (به‌ویژه از منابع غیررسمی یا هیجانی) ذهن را در وضعیت اضطرار دائمی نگه می‌دارد.

    روزانه فقط ۲ تا ۳ بار، از منابع معتبر، اخبار را پیگیری کنید.

    هر بار، پس از بررسی خبر، کاری آرام‌بخش انجام دهید (مانند تنفس عمیق، نوشیدن آب، یا تماس با یک دوست)

    از بازنشر اخبار ناامیدکننده در گروه‌ها خودداری کنید؛ این کار چرخه اضطراب جمعی را تشدید می‌کند.

    اکثر افراد با وقوع شرایط بحرانی و جنگ، تمایل دارند که هر لحظه اخبار را بررسی کنند. این وضعیت طبیعی است، ولی روی روحیه شما تاثیر گذار است، پس حتما سعی کنید که برای مقابله با استرس جنگ و مدیریت بهتر سلامت روان، مصرف اخبار و بررسی آن را کنترل کنید.

    مراقبت ویژه از کودکان و نوجوانان

    در بحران‌هایی مثل جنگ، کودکان و نوجوانان به‌شدت در معرض اضطراب و استرس قرار می‌گیرند. اما تفاوت مهمی بین واکنش‌های آن‌ها با بزرگسالان وجود دارد:

    کودکان برای درک شرایط بحرانی، به «الگوی امن» و «احساس کنترل» نیاز دارند—چیزی که از نگاه و رفتار بزرگ‌ترها دریافت می‌کنند. بنابراین، حفظ آرامش والدین و مراقبان، پایه‌ی اصلی حمایت از سلامت روان کودک در این شرایط است.

    برای کاهش استرس و اضطراب در کودکان، این نکات را رعایت کنید:

    حفظ آرامش و اطمینان‌بخشی به کودک:

    اگر خود والدین مضطرب باشند، این حس بلافاصله به کودک منتقل می‌شود.

    حفظ آرامش و اطمینان‌بخشی به کودک

    اگر خود والدین مضطرب باشند، این حس بلافاصله به کودک منتقل می‌شود. جمله‌های ساده مثل «می‌دونم صداش بلند بود، ولی من کنارت هستم. هیچ اتفاقی نمی‌ذارم برات بیفته.» می‌توانند حس امنیت ایجاد کنند.

    مغز کودک نمی‌تواند اخبار خشونت‌آمیز را به‌درستی پردازش کند. بهتر است آن‌ها را از تماشای اخبار تلویزیون یا شبکه‌های اجتماعی دور نگه داریم.

    حتی در دل بحران، داشتن برنامه‌ی روزمره (خوردن، خوابیدن، زمان بازی) به کودک حس ثبات می‌دهد.

    یک پناهگاه کوچک در خانه مانند چادری از ملحفه‌ها یا گوشه‌ی دنجی در اتاق می‌تواند به کودک حس کنترل و امنیت بدهد.

    به کودک توضیح دهید که چرا گاهی صداهای بلند می‌شنود یا چرا بیرون رفتن محدود شده است، اینکار را بدون ترساندن یا اغراق انجام دهید.

    کمک به بیان احساسات از طریق بازی و نقاشی با گفتن جملاتی مانند «به‌نظرم الان ترسیدی، درسته؟» یا «دوست داری نقاشی بکشی که احساست رو نشون بده؟» به کودک کمک می‌کند احساساتش را پردازش کند.

    فراموش نکنید که کودکان و نوجوانان، در بحران جنگ، بیش از هر زمان دیگر به حضور امن و مطمئن والدین و مراقبان، نیاز دارند.

    ایمان و امید در بسیاری از افراد، معنویت یا ایمان به خدا، به‌عنوان یک تکیه‌گاه درونی در روزهای دشوار عمل می‌کند. اما حتی اگر باور دینی خاصی ندارید، داشتن “معنای شخصی” از رنج، مانند حفظ عشق، مراقبت از خانواده، یا تعهد به خود، می‌تواند موتور روانی شما باشد.