وضعیت قرمز بیماران در ایران؛ ناترازیها به بازار دارو رسید
-
مجموعه: اخبار پزشکی
- تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ ۱۲:۴۳

به گزارش ایلنا، گرانی نفس مردم را بریده، حالا دیگر ابتداییترین نیازهای زیست روزمره ایرانیان تبدیل به کالاهایی لوکس و دستنیافتنی شدهاند. از تهیه مواد خوراکی که کمر میشکند تا گرانیها و کمبودهای دارو و درمان که حیات بیماران را به سخره گرفته است. شرایطی که نه قابل انکار است و نه توجیهپذیر.
یک ماه پیش بود که سید جلیل میرمحمدی میبدی در نشست علنی مجلس به گرانی دارو اشاره کرده و گفته بود «برخی داروها که ۴۰۰ هزار تومان بودند در حال حاضر به عدد ۱۰ میلیون تومان رسیده است و این افزایش قیمت به ویژه در زمینه داروهای بیماریهای پیوندی، خاص، سرطانی و تک دارو است و شاهد افزایش یک تا ۴ میلیونی هستیم.»
چند روز پیش هم هادی احمدی، سخنگو و عضو هیئتمدیره انجمن داروسازان ایران در گفتگو با رسانهها از کمبود ۱۵۰ تا ۲۰۰ قلم دارو در ایران خبر داد: «اگر روند ادامه پیدا کند احتمال اینکه کمبودها بیشتر شود وجود دارد.» او از افزایش ۲۰۰ الی ۳۰۰ درصدی قیمت دارو هم گفته بود: «در حال حاضر پرداختی از جیب بیمار در برخی موارد بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد است که آسیبی جدی به بیمار میزند. وضعیت بیماران خاص در حوزه دارو بغرنجتر است.»
هر قدر بیماری سختتر، تامین داروی آن هم توانفرساتر
بیماران و بهویژه بیماران سختعلاج در میانه نبرد میان مرگ و زندگی دست و پا میزنند. تعدادی از بیماران در گفتوگو با خبرنگار ایلنا از کمبودها و ناترازیهای دارویی میگویند. موضوعی که زندگی آنها را با خطر جدی مواجه کرده است. داروها یا نایاب هستند یا کمیاب. گرانی دارو توان خرید دارو را از بسیاری بیماران گرفته و برخی دیگر هم با سختی و زحمت بسیار امکان تامین دارو را پیدا میکنند.
هر قدر بیماری سختتر، تامین داروی آن هم توانفرساتر. بیماران یا خانواده آنها در داروخانههای شلوغ و پرهرج و مرج مرجع سرگردان میشوند به امید تامین داروی مورد نیاز، تیری که در موارد بسیاری به سنگ میخورد. در این میان هیچ حمایتی هم از بیماران نمیشود. نه وزارت بهداشت و مجلس به فکر بیماران هستند و نه انجمنهای خصوصی توان چندانی در این زمینه دارند.
۱۱ میلیون تومان افزایش قیمت یک قلم دارو در یک سال
۲ سال پیش فاطمه ناچار شد عمل تخلیه رحم و تخمدان را انجام دهد تا سرطان دهانه رحم و تخمدانش پیشروی نکند، یکسال بعد اما سکته مغزی کرد و نیازش به اقدامات درمانی چند برابر قبل، تا جایی که امکان ادامه اشتغال را هم از دست داد و مجبور به استعفا شد. هنوز مدت زیادی از سکته مغزی نگذشته بود که با گرفتگی رگهای قلب مواجه شد. او حالا و در سن ۵۳ سالگی اطلسی از بیماریها را در بدنی حمل میکند که روز به روز نحیفتر میشود.
پزشک برای فاطمه تزریق آمپولی به نام «رپاتا» را به صورت یک هفته در میان تجویز میکند: اگر آمپول را تزریق نکنم روی قلبم تاثیر بسیار بدی میگذارد، همچنین مفاصلم دچار دردی شدید میشوند و توان راه رفتن را از دست میدهم.
او از شرایط سخت دسترسی به این دارو و جهش ناگهانی قیمت آن میگوید: این آمپول تا تیرماه ۱۴۰۳، حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بود. اما تهیه آن بعد از گرفتن تاییدیه بیمه تنها از داروخانههای مرجع و تایید شده ممکن بود. بعد از جنگ ۱۲ روزه اما شرایط سختتر شد، به نحوی که داروخانهها همیشه تعداد کمتری از میزان آمپول تجویز شده توسط پزشک را با بیمه در اختیارم قرار میدهد و باقی آمپولها را باید با قیمت آزاد خریداری کنم. مثلا از ۴ آمپول دو یا ۳ عدد را باید به صورت آزاد بخرم، آنهم در شرایطی که قیمت این دارو بدون بیمه ناگهان به شدت بالا رفت و به ۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسید.
گرانی دارو اما روی عدد ۹ میلیون تومان متوقف نمیماند: در حال حاضر و با این شرایط اقتصادی قیمت این دارو به هر عدد ۱۲ میلیون تومان رسیده و پیدا کردن آن هم خیلی سختتر شده است. یعنی داروخانهها تعداد بسیار کمتری از این آمپول را در اختیار بیمار قرار میدهند و میگویند به تعدادی که در نسخه آمده، سهمیه به بیمار تعلق نمیگیرد. من اما نمیتوانم مصرف این دارو را قطع کنم با توجه به بیماریهای زمینهای که دارم فقط این دارو با شرایط بدنم سازگار است. داروهایی که قبلا امتحان کردهام با بدنم سازگار نبودند و حالم را واقعا بد میکردند احتمالا بیماران دیگری هم در این وضعیت قرار دارند. اما به هر حال تامین مبلغ مورد نیاز برای خرید این داروها به شدت سخت است.
او از ترسهایش میگوید اینکه روزی برسد که این دارو پیدا نشود یا قیمت آن از آنچه که هست هم بیشتر شود: اگر داروها را دپو کنند تا بعدها با قیمتی گرانتر بفروشند چه میشود؟ اگر تاریخ انقضای داروها بگذرد و بفروشند چه؟ در حال حاضر خواهرم پیگیر خرید این دارو میشود و برای گرفتن تاییدیه و… دوندگی میکند، خودم که نمیتوانم اما دلم برای آنهایی میسوزد که کسی را ندارند پیگیر درمانشان شود.
تامین دارو سخت و تامین تجهیزات پزشکی غیرممکن شده
۹ سال آزگار است که «لوپوس ریوی» هر روز و هر لحظه جان شایسته را میخراشد. برای کنترل این بیماری خود ایمنی، او علاوه بر دارو نیاز به خرید و استفاده از تجهیزاتی دارد که تنفس را برای او تسهیل کند. این درحالی است که خرید امکانات درمانی به دلیل قیمتهای نجومی، با حقوق اندک یک خبرنگار کاملا ناسازگار است: قیمت داروهایم بهویژه بعد از حذف ارز ترجیحی به شدت گران شده است. اگر تا یک ماه بابت داروهایم ۱۲ میلیون تومان پرداخت میکردم حالا باید برای تامین آنها ۲۵ میلیون تومان بپردازم. به علاوه اینکه اصل دارو پیدا نمیشود و مجبورم مشابه هندی یا ایرانی آن را بخرم که عوارض جانبی دارند و روی بدنم تاثیر بدی میگذارند و آزارم میدهند.
شایسته اضافه میکند که داروهایش تحت پوشش بیمه هستند، اما به شرطی که بیمار تولید داخلی آن را خریداری کند و البته که باید عوارض ناشی از مصرف آن را هم بپذیرد: موارد زیادی هم پیش میآید که داروهای اصلی که باید مصرف کنم اصلا پیدا نمیشوند حتی مشابه ایرانی آن. حتی از شهر خودم به تهران میآیم و در ناصر خسرو جستجو میکنم، اما باز هم آنها را پیدا نمیکنم. در چنین مواردی ممکن است دچار تشنج تنفسی شوم. آخرین بار مهر ماه بود که دچار این وضعیت شدم و از آن زمان تا کنون همچنان از عوارض این تشنج رنج میبرم. بیماری لوپوس قابل درمان نیست و با دارو تنها میتوان روند پیشروی آن را کند کرد. در صورت تامین نشدن دارو این بیماری میتواند تبدیل به سرطان شود و حیات بیمار به خطر میفتد.
یک میلیارد هزینه دستگاههای کمک تنفسیام میشود
او از قیمتهای عجیب و غریب تجهیزات پزشکی مورد نیازش هم میگوید: یک دستگاه اکسیژن پرتابل همیشه به بدن من وصل است که برای انجام امور روزانه به همراهی آن نیاز دارم. این دستگاه را ۵ سال پیش به قیمت ۳۴ میلیون تومان خریدم و حالا به دلیل فرسودگی باید دستگاه جدید بخرم، اما در حال حاضر قیمت آن ۵۸۸ میلیون تومان است: من تحت پوشش بیمه سلامت هستم. این بیمه به من اعلام کرده است که باید پول دستگاه را از جیب بپردازم و بعد فاکتور خرید را به بیمه بدهم تا تنها ۷۵ میلیون تومان آن را بازگردانند. اما من توان پرداخت چنین هرینهای را ندارم. به علاوه اینکه به دستگاههایی مانند بایپپ و هواساز نیاز دارم که هوای منزل را تصفیه کنند. یعنی بیش از یک میلیارد تومان هزینه دستگاههای کمک تنفسی میشود که بیمارانی در وضعیت مشابه من به آنها نیاز دارند و حیاتشان به این دستگاهها وابسته است.
کدام نهاد قرار است از بیماران حمایت کند؟
شایسته از نبود حمایتها هم گلایه دارد: حتی انجمن ریه هم میگوید ما به بیماران کمک دارویی نمیکنیم. پس این انجمن به چه کار میآید؟ از طرف دیگر برای گرفتن وام اقدام کردم تا دستگاه تنفسی مورد نیازم را بخرم اما در نهایت ۱۰۰ میلیون تومان میدهند با سود ۲۳ درصدی؟ مابقی مبلغ ۵۸۸ میلیون تومان مورد نیازم را چگونه باید تامین کنم؟ کدام نهاد قرار است از بیماران حمایت کند؟
ابتلا به سرطان ریه و دارویی که نیست
محمد ساکن قزوین است و از ۱۱ ماه پیش با سرطان ریه دست و پنجه نرم میکند. او در کنار این بیماری سخت، روماتیسم مفصلی را هم تحمل میکند. آمپولی با عنوان «اسکجوا ۱۲۰» یکی از کرور کرور دارویی است که این بیمار سالمند استفاده میکند: این آمپول را باید هر ۲۱ روز یک بار تزریق کنم. اوائل به راحتی پیدا میشد، اما در حال حاضر دسترسی به این دارو سخت شده، باید هزار جور زحمت و بدبختی بکشیم و به مراکز مختلفی مراجعه کنیم همیشه هم با پارتیبازی موفق به یافتن و خرید این آمپول میشویم.
او از افزایش ناگهانی قیمت این دارو هم گلایه میکند: یک دفعه ۷۰۰.۸۰۰ هزار تومان به قیمت آمپول اضافه شد و قیمت آن از حدود ۲ میلیون تومان به ۲ میلیون و ۷۰۰ یا ۸۰۰ هزار تومان رسید. سختی پیدا کردن این دارو یک طرف و گرانی آن هم طرف دیگر. جلوگیری از پیشرفت بیماری و تسریع در بهبود آن به تزریق این دارو وابسته است.
آمپولی که مصرف تولید داخلی آن آزار دهنده است
۶ سالی میشود که الهه به بیماری اماس مبتلا است. فرایند درمانی او با دارویی خارجی به نام «ربیف» شروع میشود. چند ماه بعد اما به دلیل تحریمها واردات این دارو کم میشود و قیمت آن هم به شدت بالا میرود: پزشک توصیه کرد که نوع ایرانی این آمپول را مصرف کنم که به لحاظ ساختاری شبیه همان داروی خارجی است. از آنجایی که عضو انجمن اماس هستم این دارو به صورت رایگان در اختیارم قرار میگیرد و کمبودی هم از این بابت در بازار وجود ندارد.
درد بدن بعد از مصرف داروی ایرانی بسیار آزار دهنده است
الهه اما از کیفیت این دارو ناراضی است: این دارو زیرجلدی مصرف میشود و باید هفتهای سه بار آن را تزریق کنم. سوزن این آمپول به شدت سفت و محکم و ضخیم است، وقتی آن را تزریق میکنم به شدت اذیت میشوم و جای تزریق به دلیل متریال آن به شدت دردناک میشود. در حالی که سوزن نوع خارجی این آمپول بسیار ظریف بود و اصلا متوجه درد آن نمیشدم. درد بدن و سر درد هم بعد از مصرف داروی ایرانی بسیار آزار دهنده است در حالیکه بعد از مصرف نوع خارجی آن مشکلی احساس نمیکردم.
مبتلایان به بیماری بهجت گرفتار دارو
سارا مبتلا به نوعی بیماری نادری به نام «بهجت» است. این بیماری خاص زنان، از ۱۱ سال پیش استخوانهای او را هدف گرفته و در معرض نابودی قرار داده است. او برای کنترل این بیماری باید کلسیم و کلسیتور مصرف میکند تا جلوی دفع کلسیم از بدنش را بگیرند و او توانایی حرکت داشته باشد: داروهای ما خیلی هم خاص نیستند اما تقریباً دو سه ماه است که کلسیتور اینها را به سختی گیر میآورم. کلسیم هم به همین شکل است و باید با قیمت بسیار بالا خریداری کنم. در حال حاضر یک بسته کوچک آن را ۷۹۰ تا ۹۰۰ تومان خریداری میکنم. این داروها اصلا در داروخانههای هلالاحمر، ۱۵ خرداد و ۱۳ آبان پیدا نمیشود و باید با قیمت آزاد آنها را استفاده کنم.
او ادامه میدهد: یک بسته در ماه کلسیم و کلسیتور اصلا برای من کافی نیست، زیرا باید روزانه از هریک از آنها ۴ عدد بخورم. چند باری پیش آمده که نتوانستم این داروها را در بازار پیدا کنم. این موضوع باعث میشود که دچار شک شده و بدنم قفل کند. در چنین مواردی در آیسییو بستری میشوم، زیرا در چنین مواردی داروهایی به بیمار تزریق میشود که ممکن است او را دچار شوک کرده یا هوشیاریاش را کاهش دهد به همین دلیل هم در بخش عادی بستری این داروها را تزریق نمیکنند.
هزینه داروی سارا تا همین سه چهار ماه پیش ماهیانه حدود یک تا ۳ میلیون تومان بود اما با گرانی افسارگسیخته قیمت دارو حالا این چند ماه پیش، مثلاً یک چیزی حدود دو تا دو و نیم تومن تمام میشد، شاید به سه تومن میرسید. ولی حالا این عدد به شش تا هفت میلیون تومان رسیده است، در حالی که درآمد ماهانه او به زحمت به ۲۰ میلیون تومان میرسد.
داروی کنترل حملات پانیک را حذف کردم
زهره اما به اضطراب شدید دچار است و حملات پانیک بخشی از زندگی او شده است. او برای کنترل این بیماری نوعی داروی مغز و اعصاب به نام «پرفنازین» را مصرف میکند، دارویی که اتفاقا تولید داخل است و انتظار میرود که در بازار به وفور یافت شود: از سه ماه پیش موفق نشدم این دارو را پیدا کنم. هر داروخانهای که مراجعه کردم میگفتند دارو تمام شده و تولید هم نخواهد شد. به این دلیل که با تشدید تحریمها، مواد اولیه تولید پرفنازین که از خارج تامین میشده هم در کشور موجود نیست.
او بعد از مدتی جستجو از خیر خرید دارو و مصرف آن میگذرد و پرفنازین را از فهرست داروهای مصرفیاش کاملا حذف میکند، بدون آنکه جایگزینی برای آن پیدا کند: این دارو برای من خیلی مهم بود اضطراب شدید و حملات پانیک را کاهش میداد، اما حالا برای کاهش اضطراب و جلوگیری از حمله پانیک سعی میکنم بیشتر ورزش کنم. ورزش موثر است، اما قطعا نمیتواند جایگزین کافی برای این دارو باشد.
آمپول سادهای که نایاب شد
دردسرهای دسترسی به دارو اما تنها منحصر به داروهای خارجی و گرانقیمت نیست. این روزها حتی تامین داروهای ساده و تولید داخل هم چندان آسان نیست. موضوعی که نگرانیها بابت سلامت شهروندان را افزایش میدهد.
سعید یکی از افرادی است که دردسر تهیه داروی تولید داخل را با همه وجود لمس کرده است. دو هفته پیش بود که او چند روزی دچار خونریزی شدید در ناحیه بینی شد. عارضهای که پزشک علت آن را کمبود ویتامین «K» تشخیص داد و برایش آمپول ویتامین «K» تجویز کرد. این داروی تولید داخل نه در شهر خودش سنندج و نه در شهر اقوامش یعنی کرمانشاه پیدا نمیشود.
سعید میگوید: دوستانم در پایتخت هم دست به کار شدند و دنبال ویتامین K گشتند، اما پیدا نمیشد تا اینکه آشنای دوستم که صاحب یک داروخانه است قول داد این دارو را برایمان پیدا کند. آخر سر هم با دردسر بسیار موفق شد تنها یک عدد از این آمپول ارزانقیمت را پیدا کند و نجاتم دهد. نمیدانم اگر همین داروی به ظاهر ساده پیدا نمیشد، چه اتفاقی برایم میفتاد.
بیماران دیابتی به دنبال دارو
۴ سال پیش بود که مریم متوجه شد به بیماری دیابت مبتلاست. قیمت داروهای او ماهیانه نزدیک به ۴ میلیون تومان میشود. در این بین یکی از سادهترین داروهایی که پزشک برای مریم تجویز کرده «متفورمین» است، دارویی که تا مدتی پیش نوع خارجی آن به وفور پیدا میشد، اما حالا تبدیل به داروی کمیاب و البته گران شده است: متفورمین تولید داخل تاثیر بسیار کمی در کنترل بیماریام دارد، حالا اگر بخت با من یار باشد و نوع خارجی را پیدا کنم برای هر بسته آن باید ۵۰۰ هزار تومان بپردازم.
او اضافه میکند: هربار که پزشک برایم نسخه مینویسد، علاوه بر نام دارو برندی که باید بخرم را مشخص میکند. برندها اکثرا خارجی هستند، پزشک کاملا از تاثیر کم داروهای تولید داخل مطلع است.
به گفته مردم شرایط بیمارانی که انسولین مصرف میکنند، بسیار بدتر است. زیرا انسولین خارجی یا نیست یا کم پیدا میشود و از طرف دیگر انسولین تولید داخل هم تاثیرگذاری خاصی ندارد.